Friday, August 3, 2012

به روح بلند لیلا اسفندیاری


جامعه كوهنوردی ما باوجود ادعاهای زیادی كه در این زمینه می‌شود، هنوز یك جامعه مردسالار است. توانایی زن‌ها را قبول ندارند و اگر قبول داشته باشند و شعارش را هم بدهند، باز هم تبعیض‌ها و باور نداشتن‌ها را می‌بینم. امسال شاید یكی از دلایلی كه صعود من مطرح شد زن بودن من بود. پارسال كوهنورد مرد ایرانی این صعود را انجام داده بود اما همه روی من فوكوس كردند چون یك زن بودم


"تقدیم به روح بلند لیلا كه همیشه نخستین بود".

وقتی پروانه كاظمی بر بلندای بام جهان ایستاده بود، صعودش را به روح لیلا اسفندیاری، كوهنوردی كه در سال گذشته جان خود را در بازگشت از گاشربروم2 از دست داده بود، تقدیم كرد. 

پروانه كاظمی، كوهنورد مستقلی است كه با ورود هفت ساله‌اش به دنیای كوهنوردی، موفق به ثبت ركوردی بی‌سابقه در میان دیگر كوهنوردان شده است؛ صعود به دو قله اورست و لوتسه در یك برنامه كوهنوردی و با فاصله یك هفته از هم. این ركوردی است كه از سوی كوهنوردان ایرانی كمتر ثبت شده و اتفاقی است كه از سوی كوهنوردان زن ایرانی تا به حال رخ نداده بود. كوهنورد مستقل و آزادی كه ورود به دهه چهارم زندگی‌اش او را از انتخاب ورزشی جدید و پرداختن شبانه‌روزی به آن بازنداشته و با اهتمام هرچه بیشتر سعی در نشان دادن آنچه در توان داشته، كرده است.

در میان حرف‌هایش زیاد از لیلا یاد می‌كند. و هربار اشك چشمانش را فرامی گیرد. انگار نه انگار كه همان زن قوی و محكمی است كه بام جهان را فتح كرده است. زنی ایرانی كه با شعار «زن ایرانی می‌تواند» قصد صعود كرده و الان دیگر برایش شعار نیست، مدعی است خودش و زنانی چون لیلا ثابت كرده‌اند كه زن ایرانی می‌تواند به هر آنچه می‌خواهد، برسد. از كاستی‌ها و بی‌توجهی‌ها می‌گوید و دل‌پری‌اش تا آنجاست كه برای داشتن یك برنامه صعود خارجی كه با مدال‌های طلا و نقره جهانی هم‌طرازند، باید دار و ندارش را بفروشد تا بتواند راهی نپال، سرزمین قله‌های سر به فلك كشیده، شود و تازه وقتی سرمازده و آفتاب‌سوخته از سفر بازمی‌گردد، با استقبالی نه‌چندان غرورآمیز برای خالی نبودن عریضه روبه‌رو می‌شود. پروانه كاظمی اما به ظواهر امر توجهی ندارد و دلش برای كوهنوردی ایران و كوهنوردان مهجورمانده این دیار می‌تپد و امیدش توجه بیشتر مسوولان ورزشی كشور به این ورزش است.


صعود اخیر شما به دو قله در كمتر از یك ماه از برجسته‌ترین صعودهایتان بوده است و منجر به ثبت ركورد شده. از مشكلات و برنامه‌هایی كه برای رسیدن به این موفقیت داشتید، بگویید.

بزرگ‌ترین موفقیتم، صعود اخیرم در بهار سال ۹۱بوده. صعود به قلل اورست و لوتسه در یك برنامه بود. اورست بام جهان با ارتفاع ۸۸۴۸متر و لوتسه با ارتفاع ۸۵۱۵متر چهارمین قله بلند دنیاست. كوهنوردان معمولا هركدام از این قلل را در یك فصل صعود می‌كنند، من به عنوان اولین زن در دنیا توانستم با فاصله یك هفته به این دو قله صعود كنم. قبل از من مردان زیادی موفق به صعود این قلل شده بودند اما هیچ زنی تا به حال موفق به فتح این دو قله به طور همزمان نشده بود و به این ترتیب ركوردی جهانی ثبت شد. این صعود علاوه بر این همزمانی چند نكته دیگر هم داشت و از چند جهت برجسته شد؛ نكته اول اینكه من اولین زن ایرانی صعود‌كننده قله لوتسه هم بودم. نكته بعدی اینكه من امسال اولین كوهنورد دنیا در صعود اورست شدم. یعنی اولین صعودكننده اورست در سال جدید میلادی. این در كشور نپال از اهمیت بالایی برخوردار بود چون هر سال در فصل بهار همه خبرگزاری‌های نپالی منتظرند ببینند اولین صعودكننده سال چه كسی خواهد بود و از چه كشوری است. اینكه یك زن ایرانی امسال اولین صعودكننده اورست بود، برایشان جالب توجه بود و سروصدا به پا كرد. با این صعود در این فصل موفق به كسب سه «اولین» شدم.

صعود شما به اورست و لوتسه تیمی بود یا به تنهایی موفق به این صعود شدید؟

من به صورت تنها و كوهنورد آزاد و مستقل تصمیم به صعود گرفتم و تنهاsherpa یا همان راهنمای كوهستان مرا همراهی می‌كرد.

اولین بار بود كه تصمیم به صعود انفرادی می‌گرفتید یا قبلا هم تجربه كوهنوردی تنها را داشتید؟

این اولین تجربه‌ام نبود. در پاییز سال گذشته قله‌یی فنی را در نپال انتخاب كرده بودم كه صعودم به تنهایی انجام شد. قله آمادابلام با ارتفاع ۶۸۵۶متر قله فنی من برای تمرین بود.

وقتی به عنوان یك زن تنها صعود می‌كنید هیچ ترسی شما را فرا نمی‌گیرد؟

نه، از خیلی جهات هم بهتر است. حاشیه‌ها و درگیری‌هایش كمتر است. من تجربه تلخ صعود گروهی در بهار گذشته در قله ماناسلو با ارتفاع ۸۱۶۳متر را داشتم. من به همراه یك تیم ۱۱نفره مرد از ایران رفتم و متاسفانه یكی از بچه‌های گروه به علت بیماری ارتفاع، جان خود را از دست داد. از آنجایی كه ما هنوز كار گروهی را در ایران یاد نگرفته‌ایم، از دست دادن این دوست عزیزمان باعث حواشی زیادی شد تا آنجا كه من از كوهنوردی گروهی زده شدم و تصمیم به صعود انفرادی گرفتم.

در سفر اخیرتان به دو قله مرتفع جهان، چقدر از لحاظ جمع‌آوری هزینه به مشكل برخوردید؟چه كسانی شما را در این امر كمك كردند؟

این سفر حدود ۴۵هزار دلار برایم خرج داشت. مجوز صعود اورست فقط ۱۰هزار دلار است. قله‌های دیگر كمتر از این مقدارند. من سه ماه تمام تلاش كردم اسپانسر پیدا كنم ولی متاسفانه هیچ كدام از موسسات خصوصی و دولتی حاضر به همراهی با من نشدند. نمی‌دانم، شاید مرا شوخی گرفتند. البته من سابقه خوبی در صعود داشتم و زمانی كه برای این صعود اقدام كردم سه صعود بین شش هزار تا هشت هزارمتر به عنوان اولین زن ایرانی در رزومه‌ام داشتم. با این حال كسی حاضر نشد حتی بخشی از هزینه‌هایم را متقبل شود. دریغ از یك ریال.

فدراسیون كوهنوردی هیچ نقش و كمكی در معرفی اسپانسر یا تقبل بخشی از هزینه‌هایتان نداشت؟

فدراسیون كه اصلا نقش اسپانسر ندارد. اصلا به فدراسیون مراجعه نكردم چون من یك كوهنورد آزادم و عضو یك باشگاه كوهنوردی خصوصی. باشگاه من هم باشگاهی است كه از تجمع كوهنوردان تشكیل شده است. آنجا هم بنیه مالی ندارد كه بخواهد به من كمك كند. در نتیجه همه هزینه را به هر شكلی كه بود با كمك همسرم تهیه كردم. بدون كمك او امكان نداشت من بتوانم به این برنامه بروم. موسساتی كه مطمئن بودم از پس هزینه من برمی‌آیند دریغ كردند. شاید ورزش كوهنوردی برایشان جالب نبود، شاید هم كوهنوردی زنان هیچ جذابیتی برایشان نداشت، شاید هم باور نداشتند كه یك زن می‌تواند به چنین جایگاهی برسد. البته این بخش هم كه اسپانسر شدن برای ورزشی چون كوهنوردی هنوز جا نیفتاده است، وجود دارد. عده زیادی این جمله را از من پرسیدند كه این كار چه نفعی برای ما دارد؟ ورزش كوهنوردی ورزشی است كه مظلوم واقع شده، مثل یك بازی فوتبال نیست كه همه لحظاتش را تماشاچیان به نظاره بنشینند. شما در لحظات اوج كوهنوردی تنها هستید. هیچ كوهنورد خارجی بدون اسپانسر برنامه كوهنوردی نمی‌چیند. اولین سودی كه برایشان دارد این است كه پرچم و نشان موسسه‌شان بالای قله می‌رود.

وزارت ورزش هیچ كمكی نمی‌تواند به شما بكند؟

من نمی‌دانم حوزه اختیارات و وظایف این وزارتخانه در چه حدی است و تا كجاست ولی فكر می‌كنم بتوانند كمك كنند.

فكر می‌كنم وزارتخانه باید این كمك را به ورزشكاران آزاد و مستقلی كه خودشان به تنهایی قادر به كسب چنین افتخاراتی برای نام ایران و زن ایرانی هستند، بكند.

اگر معادل‌سازی‌های ورزش كوهنوردی را در نظر بگیریم و آنچه خود فدراسیون مقرر كرده، این دو صعود اخیر من دو مدال طلای جهانی است یا صعود ماناسلوی من مدال نقره یا برنز جهانی است. اینها در حد مدال المپیكی است.

هیچ سری مسابقاتی برای كوهنوردان وجود ندارد كه این مدال‌هایی كه از آنها سخن گفتید واقعی باشند و معادل نباشند؟

معادل‌سازی برای كسانی كه با مجوز شورای برون‌مرزی صعود می‌كنند، وجود دارد و مدال به آنان اهدا می‌شود. اما من تنها مدالی كه دارم مدالی است كه هفته پیش از كشور نپال برایم فرستاده‌اند. برای نپالی‌ها صعود اورست به عنوان بام جهان خیلی مهم است و معمولا برای صعودكنندگان این قله مدال می‌فرستند برخلاف اینجا كه شاید كسانی باشند كه اصلا ندانند هیمالیا و اورست كجای جهان واقع شده‌اند.

وقتی خبر صعودتان به دو قله بلند دنیا رسید، مقامات دولتی چگونه از شما استقبال كردند؟

رییس فدراسیون و معاونت بانوان با حلقه گل و لوح تقدیری برای استقبال از من به فرودگاه آمدند. آخر تیرماه هم مراسم گزارش صعودم بود كه رییس فدراسیون با اهدای یك سكه و تابلویی با عكس و امضای داگ اسكات، یكی از كوهنوردان بزرگ دنیا از من تقدیر كردند. تابلو برایم بیش از هرچیز دیگر ارزشمند بود. اینها تنها تقدیرهایی بود كه از سمت محافل دولتی از من به عمل آمد. در صعود‌های قبلی به جرات می‌توانم بگویم حتی خبرش هم مطرح نشد، چه برسد به تقدیر.

این روال درباره همه كوهنوردان آزاد پیش می‌رود یا صرفا درباره كوهنوردان زن است؟

ما كوهنورد آزاد زن نداریم یا خیلی كم داریم. تنها كوهنورد زن آزادی كه داشتیم، لیلا اسفندیاری بود كه متاسفانه در تابستان سال گذشته در گاشربرو م ۲ بعد از صعود به قله درگذشت. من صعود آمادابلام را كه دو ماه بعد از درگذشت لیلا بود، به او تقدیم كردم. لیلا دختر توانا و جسوری بود، از همه‌چیز در راه هدف و عشقش گذشت و حتی از جانش هم گذشت. می‌خواست همیشه به همه ثابت كند كه زن ایرانی می‌تواند. من جمله لیلا را در كنار عكسش روی قله بردم. صعود لوتسه‌ام را هم به روح بلند لیلا تقدیم كردم.

شعار خودتان هم همین است؟

این برای من دیگر شعار نیست. این شعار لیلا بود. من این قضیه را باور دارم و به عنوان نمونه كوچكی این را نشان دادم. وقتی به قله آمادابلام صعود كردم، خیلی از مردان كوهنورد بودند كه نتوانستند صعود كنند. یا هفته بعدش كه در حال بازگشت از منطقه بودم، خیلی‌ها به من توصیه می‌كردند نزدیك این قله نشوم چون مناسب زنان نیست، وقتی من در جواب می‌گفتم كه در حال بازگشت از صعود همین قله‌ام، حیرت و ناباوری را در چشمان آن مردان می‌دیدم و این به من باوراند كه من و دیگر زنان ایرانی می‌توانیم. یا امسال كه من برای صعود دو قله با هم رفته بودم در بیس‌كمپ دو مرد كوهنورد غیرایرانی هم برنامه من را داشتند و قصد صعود همزمان داشتند اما هیچ كدام موفق نشدند. برای كوهنوردان خارجی این خیلی مهم بود كه آیا زنان ایرانی كوهنوردی هم می‌توانند صعود بكنند. یك خبرنگار امریكایی با تمسخر از من پرسید: زن ایرانی و صعود اورست؟ اما وقتی شنید لوتسه را هم در كنار اورست صعود كرده‌ام ساكت شد و حرفی نزد.

شاید تمسخر مردان كشورهای دیگر و مخصوصا كشورهایی كه باور ندارند زنان ایرانی هنوز می‌توانند افتخارآفرین باشند، آنقدر جای تعجب نداشته باشد كه بی‌تفاوتی داخلی‌ها آزاردهنده است.

گفتم كه كوهنوردی و كوهنوردها خیلی مظلومند. ورزش‌های دیگر خیلی سروصدا می‌كند. همه روزنامه‌های ورزشی فقط به ورزش‌هایی چون فوتبال می‌پردازند. كوهنوردان اما خیلی به حواشی نمی‌پردازند و دائم در برنامه‌اند. من ۷۲روز برنامه‌ام طول كشید و سه ماه قبلش را هم به پیدا كردن اسپانسر گذراندم. وقتی برای رسانه‌یی كردن صعودم باقی نمی‌ماند.

برنامه‌های صعودتان هر چند وقت یك بار است؟

از فاكتورهای تعیین‌كننده برای برنامه‌های ما بحث مالی است. من در این دو صعود اخیرم به‌سختی موفق به تهیه مبلغ سفرم شدم. در حال حاضر هر برنامه‌یی داشته باشم دستم خالی است و امكانش را ندارم. اما تمریناتم را به طور مرتب و با امید اینكه بتوانم اسپانسر پیدا كنم ادامه می‌دهم.

قله بعدی كه برنامه صعودش را دارید كجاست؟

یكی از قلل هیمالیاست اما اینكه كدام باشد بستگی به فصلی دارد كه قصد صعود داشته باشم كه همان بحث مالی تعیین‌كننده زمان صعودم خواهد بود.

كل برنامه صعود دوقله‌یی‌تان چندروز طول كشید؟

برنامه تهران تا تهرانم ۷۲روز طول كشید. من ۲۹اردیبهشت روی قله اورست بودم و ۵ خرداد روی لوتسه. یك هفته فاصله دو قله بود. كه البته آن هم به علت هوای بدی بود كه برنامه مرا عقب انداخت. چهار روز در كمپ ۲ منتظر بودم و به بیس‌‌كمپ برنگشتم. این هم خودش یك ركورد شد. من ۲۰روز در كمپ 2 یعنی ارتفاع شش هزار و ۴۰۰ متر به بالا بودم؛ این یعنی تحلیل قوای بدن.

همسرتان هم كوهنوردند؟

ایشان هم كوهنوردند اما نه حرفه‌یی. اما بیشترین حمایت‌ها را در تمام موفقیت‌هایم از طرف همسرم داشتم.

زنانی كه در رشته‌های مختلف علمی، ورزشی یا حرفه خود به طور حرفه‌یی مشغول به كارند بیشتر اوقات از سوی خانواده‌شان محكوم به بی‌توجهی به كانون خانواده هستند. از آنجا كه شما علاقه وافری به كوهنوردی دارید، این مشكل در زندگی شما هم وجود دارد؟

به هیچ‌وجه. دقیقا برعكس. نه‌تنها همسرم مانع كارم نبود، بلكه بهترین كمكی بوده كه در این سال‌ها داشتم.

چند سال است كوهنوردی می‌كنید؟

من از سال ۸۴كوهنوردی را آغاز كردم. از سال ۸۷به عضویت باشگاه اسپیلت درآمدم. سال ۸۹اولین صعود خارجی‌ام را به قله موستاق‌آتای چین انجام دادم.

مشكلات زنانه هم برای رسیدن به این صعود‌ها و موفقیت‌ها داشتید؟ مشكلاتی كه صرفا به زن بودن‌تان برمی‌گردد؟

مشكلاتی كه با شنیدن این سوال در ذهنم می‌آید، مشكلاتی است كه در جامعه كوهنورد‌ی‌مان وجود دارد. جامعه كوهنوردی ما باوجود ادعاهای زیادی كه در این زمینه می‌شود، هنوز یك جامعه مردسالار است. توانایی زن‌ها را قبول ندارند و اگر قبول داشته باشند و شعارش را هم بدهند، باز هم تبعیض‌ها و باور نداشتن‌ها را می‌بینم. امسال شاید یكی از دلایلی كه صعود من مطرح شد زن بودن من بود. پارسال آقای عمیدی یك كوهنورد مرد ایرانی این صعود را انجام داده بود اما همه روی من فوكوس كردند چون یك زن بودم.

پس از بازگشت‌تان نگاه‌های ناباورانه به جنس زن درباره شما تغییر یافت؟

مسلما بهتر شده است. این صعود و موفقیتم باعث شد نگاه‌های خیلی از افراد تغییر كند؛ كاری كه لیلا هم كرده بود و بسیاری از نگاه‌ها را نسبت به زنان ایرانی تغییر داده بود. اوضاع رفته‌رفته در حال بهتر شدن است اما همچنان این نگاه‌ها وجود داردو این نگاه مخصوص مردان ایرانی نیست و در جوامع دیگر هم وجود دارد. البته شناخت آدم‌ها از خودشان و اعتماد به نفس می‌تواند راهگشای این مشكلات باشد و آنها را به جایی برساند كه لیاقت آن را داشته باشند.

تا به حال در صعود هایتان شكست خورده‌اید؟

در صعود‌های خارجی این اتفاق نیفتاده است. اما در صعود‌های داخلی شده كه تجهیزاتم كافی نبوده و نتوانستم صعود كنم و مجبور به برگشت شدم.

كوهنوردی شغل شماست یا در كنار شغل اصلی‌تان به این كار می‌پردازید؟

شغل اصلی من تدریس است. من در آموزش و پرورش كار می‌كردم و مربی بدمینتون بودم. اما چون كار دولتی وقتم را می‌گرفت و به باشگاهم نمی‌رسیدم، آن را كنار گذاشتم. كارهای دیگری هم بود كه در شركت‌های خصوصی انجام می‌دادم كه همه را به خاطر ورزش و كوهنوردی‌ام قطع كردم. تنها كاری كه ۲۴سال است مرتب انجام می‌دهم، تدریس خصوصی ریاضی است و در حال حاضر شغل دیگری ندارم.

كوهنوردی ورزشی است با پوشش خاص و تقریبا مفصل. به خاطر مناطق مرتفعی كه می‌روید و سرمای این مناطق، مجبور به پوشاندن هر چه بیشتر خود هستید. ولی آیا هیچ گاه حین ورزش مشكلی با نحوه پوشش خود نداشتید؟

درباره كوهنوردی خیلی با این مساله درگیر نیستم. مرد و زن هم نمی‌شناسد و همه باید این پوشش را برای سلامت خود داشته باشند. اما در داخل ایران مشكل وجود دارد. من با لباس نرمال كوهنوردی در دربند كه حاضر می‌شدم، چند بار مورد تذكر پلیس كوهستان قرار می‌گرفتم و هرچه برایشان توضیح می‌دادم كه این لباس مناسب كوهنوردی است و من نمی‌توانم با مانتویی بلندتر از این از صخره‌ها بالا بروم، متوجه حرفم نمی‌شدند. اگر قرار است جامعه ما سالم باشد و جوان‌ها به ورزش تشویق شوند، این برخوردها نباید وجود داشته باشد كه باعث راندن جوانان از ورزش بشود.

فكر می‌كنید جایگاه دختران ایرانی در دنیا چگونه است؟ چقدر در دختران این نسل توانایی می‌بینید؟

دخترانی كه من در محیط‌های كوهنوردی و باشگاه‌ها می‌شناسم، بسیار بااستعدادند. نمی‌دانم به خاطر فشارهایی است كه بر آنها وارد می‌شود و استعداد را شكوفا می‌كند یا ذاتا استعداد دارند. متاسفانه محدودیت‌ها برایشان زیاد است. مطمئنم خیلی‌هایشان می‌توانند كارهای برجسته و خاصی انجام دهند اما مشكلات زیاد است از جمله مشكلات مالی كه روی دوش همه است. مساله خانواده و محدودیت‌های خانوادگی وجود دارد. خیلی‌ها هم به خاطر فشارهایی كه به آنها وارد می‌شود، این شانس راپیدا نمی‌كنند كه وارد عرصه ورزش شوند.

خودتان اگر بخواهید توصیه‌یی داشته باشید، به زنان هم‌نسل خود یا دختران جوان‌تر، چه دارید كه بگویید؟

ورزش را به عنوان اساسی‌ترین قسمت زندگی‌شان قرار دهند. من در زمینه درس، هنر و مطالعات جانبی همیشه ممتاز بودم اما این جایگاه و موفقیت ورزشی را كه با تلاش خودم به آن رسیدم، با هیچ كدام از آنها عوض نمی‌كنم. شادابی و نشاطی كه ورزش به آدم‌ها می‌دهد، با هیچ چیز قابل تعویض نیست.

خودتان از روزی كه كوهنوردی را شروع كردید گمان می‌كردید، به موفقیت‌هایی كه امروز رسیدید برسید؟

به هیچ‌وجه فكرش را نمی‌كردم كه روزی بتوانم به این موفقیت برسم. خاطره‌یی را برایتان تعریف می‌كنم. یكی از روزهایی كه برای صعود به توچال رفته بودم، مطابق معمول سرعتی رفتم و به قله رسیدم. لیلا در پست امداد قله بود و وقتی زمان حركتم را پرسید، با خوشحالی به من گفت تو با این سرعت بالا چرا سراغ صعود‌های خارجی نمی‌روی؟ من تازه به كوهنوردی روی آورده بودم و با شنیدن این حرف دلگرم شدم و حس خوبی به من دست داد. لیلا را دورادور می‌شناختم و از اینكه مورد تعریفش واقع شدم، خوشحال بودم. شاید این جرقه‌یی بود برای اینكه فكر كنم من هم می‌توانم. اما تصور اینكه صعود خارجی موفق داشته باشم را هیچ‌وقت نداشتم. حرف لیلا به من اعتمادبه نفس و امیدواری داد.

چه شد كه بدمینتون را كه حرفه اصلی‌تان بود، كنار گذاشتید و به كوهنوردی پناه آوردید؟

مشكلات، درگیری‌ها و حواشی رشته بدمینتون در میان زنان زیاد بود، آنقدر زیاد كه من را زده كرد. به خاطر آرامش و رهایی‌ای كه در كوهنوردی سراغم می‌آمد، كوهنوردی را ادامه دادم. اولین بار كه دماوند صعود كرده بودم، آنقدر شگفت‌زده بودم كه فكر می‌كردم كاری خارق‌العاده انجام داده‌ام.

وقتی به قله رسیدید، چه حسی داشتید؟

این سوال خیلی جالب است. چندی پیش یكی از اساتید مطرح كرده بود كه حس آدم مساله‌یی شخصی است اما حسی كه داشتم خیلی خوب بود. در صعود اورست تیم گشاینده مسیر، مرتبا از پشت سر چك می‌كردند و هر بار می‌دیدند كه همچنان درحال بالا رفتنم. وقتی به قله رسیدم، اولین سوالی كه از من پرسیدند این بود كه اهل كجا هستی. اینكه یك زن ایرانی صعودكننده امسال بود، برایشان خیلی عجیب بود و وقتی این تعجب را در چشمان‌شان دیدم، همین برایم كافی بود. همان موقع بود كه خبر صعود من روی آنتن خبرگزاری‌ها رفت.

هیچ‌وقت پس از این صعودهایتان صدا و سیما دعوتی از شما برای حضور در برنامه‌هایش نكرد؟

اتفاقا یك هفته پس از بازگشت من به ایران، صدا و سیما در برنامه‌یی صبحگاهی از من دعوت كرد. من هم برای صحبت از این صعود در برنامه حاضر شدم و گمان می‌كردم قرار است بحث تخصصی داشته باشیم، اما مجری برنامه از من پرسید وقتی كوه می‌روید، از گرگ نمی‌ترسید؟ پس از این قضیه از حضور در تلویزیون امتناع كردم. ترجیح می‌دادم در برنامه‌یی ورزشی حاضر شوم و به بحث‌های تخصصی بپردازم تا صرفا یك برنامه تفریحی.

حرفی، سخنی، نكته پایانی اگر دارید، می‌شنویم.

امیدوارم با گذشت زمان توجه جامعه به كوهنوردی بیشتر شود. امسال كارهای زیادی در زمینه كوهنوردی در ایران انجام شد. از جمله صعود ترانگو كه مجموعه برج‌های باابهتی هستند، در پاكستان كه نیاز به دیواره‌نوردی حرفه‌یی دارد. برای اولین بار یك گروه ایرانی موفق به صعود به یكی از این برج‌ها شدند. كارهای بچه‌ها خیلی مهم است اما كم‌سروصداست و در جامعه بازتاب ندارد. اگر نظر مساعد در جامعه بیشتر شود، برای خود جامعه هم بهتر است. این ورزشی است كه سن و سال هم نمی‌شناسد. در هر سنی می‌توان وارد این رشته شد، آن هم در كشور ما كه همه جور كوه و صخره و قله دارد. ما كوهنوردان خواستار بررسی و نگاه بهتر به این رشته هستیم. هنوز با این كارهایی كه انجام می‌دهیم، در برابر دنیا هیچ كاری نكرده‌ایم .

 (تلاش پروانه کاظمی برای صعود به قله لوتسه (چهارمین قله مرتفع جهان


پروانه کاظمی بر بلندای جهان (قله اورست) ایستاد


عکس های پروانه کاظمی از مسیر کمپ ۲ به ۳ اورست – تاریخ ارسال ۱۳۹۱/۰۲/۱۳

No comments:

Post a Comment